|
نیمه شب بود سرد وتاریک
در فراقت ،چشمهایم
نای بستن را نداشت
در فراقت
،جسم وروحم نای خفتن را نداشت
نیمه شب بود سردوتاریک
ناگهان سیمای تو در میان چشمهایم
جلوه ای دیگر نمود
شب تاریک مرا
مثل روز روشنی روشن نمود
چهره ات افسرده بود
چهره ای مبهوت ومات
روی زیبایت طنین افکنده بود
خواستم لحظه ای را درد دل گویم
درد بی تو بودنم را باز گویم
ولی یکباره رویت
از میان چشمهایم محو شد
باز هم دیدگانم تار شد
نیمه شب بود سردوتاریک
انتظارت می کشیدم تا بیایی
باز می گردی ومن
در انتظارت می نشینم
انتظار
انتظاری
سبز
خواهد بود
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|