|

زنگ تلفن 110 به صدا در مي آيد مأمورپليس پس ازچندثانيه مكالمه تلفني سريع خبري رابه مركز گشت ارسال مي دارد ودرپي آن چنداتومبيل نيروي انتظامي به سرعت خودرابه يكي ازمحله هاي شهر مي رساننددرآن لحظه آمبولانس اورژانس نيز درمحل حاضر مي شود. افرادزيادي جلوي درخانه اي تجمع كرده اندصداي شيون زني به گوش مي رسد . نيروها وارد حياط شده وباراهنمايي يكي ازحاضرين به داخل زيرزمين مي روندوباجسدجواني كه خودرابه دارآويخته مواجه مي شوند.جسد، پس ازمعاينه توسط پزشك ، به پزشك قانوني فرستاده مي شودوبنابه شواهدعلت مرگ را خودكشي اعلام مي كنند.
اين خبر، يكي ازچندصدخبري است كه همه روزه ازنقاط مختلف دنيا دراين زمينه به گوش مي رسد درچند روز اخيرنيزخبرهايي ازخودكشي پي درپي چندنفردراردبيل شاهدبوديم . سؤالات متعددي به ذهن ما خطورمي كندكه واقعاٌ علت اصلي واساسي خودكشي چيست ؟ وچرابعضي افرادخواه ياناخواه ودانسته يانادانسته به اين عمل روي مي آورند؟
مسأله خودكشي درجامعه شناسي وروانشناسي همواره يكي ازمهمترين موضوعات بوده ورفته رفته براهميت بررسي آن به عنوان يك معضل اجتماعي افزوده شده است .«اميل دوركهيم » نخستين دانشمندي است كه به پژوهش عميق اين موضوع پرداخته است . تاآنجاكه امروزه ازاوبه عنوان نخستين الگوي مرجع دراين زمينه يادمي كنند. ازنظراين دانشمندچون واقعه خودكشي درمكانهاي مختلف باتفاوت هاي گسترده اي همراه است ، ميزان خودكشي افرادنه ازلحاظ روانشناسي بلكه ازلحاظ جامعه شناسي بايددرك كرد.
خودكشي عملي است كه به منظورخلاص شدن ازيك مسأله بن بست وبيرون آمدن ازيك دوراهي ، بحران ووضعيت غيرقابل تحمل صورت مي گيرد. كساني كه به اين عمل دست مي زننددرواقع آن راتنهاراه حل ممكن مي دانندوهمين قضيه نيروي محركه عمل خودكشي مي شود . خودكشي يك جواب وظاهراٌ تنها جوابي است كه فردبراي سردرگمي خوداين پرسش رادرمي يابدكه چطورمي توانم ازاين مخمصه خارج شوم يا چه بايدبكنم ؟ اين عمل ازيك سو گريزمحسوب مي شود وازسوي ديگرگرايش . خودكشي كننده ازيك سو دوست داردازروان درديارواني بگريزدوازسوي ديگرگرايش به آرامش وآسايش دارد. باخودكشي اين دوهدف به طورهمزمان به دست مي آيد ، يعني گريزازدرد ، آرامش بخش است . پس ازخودكشي ، دردهاي غير قابل تحمل تبديل به آرامش مي شوندورنج اززندگي انسان رخت برمي بندد. واين همان چيزي است كه شخص خودكشي گرا به آن فكر مي كند. درحالي كه چنين افرادي ضعف اراده وايمان خودرا ثابت مي كنند و دربرابر مشكلات سرتعظيم فرود مي آورند وهيچ وقت به عواقب بعدازمرگ ودادگاه الهي وبه گناهي كه خداوندآن راازگناهان كبيره ونابخشودني دانسته هرگز فكر نمي كنند.
عوامل خودكشي
درگذشته ها بيشترين عقايدوآراء مؤيدآن بودكه خودكشي نقطه پاياني يكي ازبيماريهاي رواني ياعصبي است ، كه فردبيمارآن را به عنوان آخرين وسودمندترين وسيله نجات به كارمي بست . اما باتحول وتكامل علوم (به ويژه جامعه شناسي ) نظريه ديگري نيزجاي گرفت كه باناهنجاريهاي اجتماعي جهان معاصر، خوديكي ازبالاترين عوامل خودكشي درجهان كنوني است وپژوهشهاي انجام يافته نيزاين واقعيت رابه اثبات رسانيده است به هرحال درگروه بنديهاي علل واسباب خودكشي ، نظريات متعددي وجودداردازجمله :
1_ علل آسيب شناسي رواني _ تني شامل : بيماريهاي جسمي (دردهاومعلوليتها و... )وبيماريهاي رواني (افسردگي ، الكليسم يا depression ).
2_علل عاطفي شامل : علل احساسي ، شكست درعشق ، حسادت ، ازدست دادن وياغيبت شخص موردعلاقه ، مرگ يابيماري خطرناك يكي ازنزديكان ، اختلافات زناشوئي ، شكست درتحصيل ، تحمل رنج واحساس اندوه ازخشونت ، بدرفتاري ومصرف موادمخدر .
3_علل اقتصادي شامل : بيكاري ومشكلات مالي ، اخراج ازكار، ازدست دادن پايگاه اجتماعي ، ترس ازفقر، شكست اقتصادي وغيره ...
آمارخودكشي
خودكشي همانندجرم ازمسائلي است كه دربحث ازبي سازماني اجتماعي موردتوجه است درحقيقت اين عمل بي آنكه جرم تلقي شود، رفتاري ضداجتماعي شناخته مي شودچراكه هدف آن ازميان بردن زندگي است . آمارهاي سازمان جهاني بهداشت ، نشان مي دهدكه ساليانه دركل جهان حدود چهارصدهزارنفر به دليل خودكشي ، جان خودراازدست مي دهند. خودكشي دررديف دهمين علت مرگ ومير براي تمام سنين دربيشتر كشورهاي جهان است ، درحالي كه آمارمرگ وميرخودكشي كرده دربين مردان سه برابربيشترزنان است ، ولي زنها چهاربرابر بيشترازمردها اقدام به خودكشي ناقص كه به مرگ آنها منتهي نمي شود، مي كنند. بررسي هاي متعددي دراين زمينه نشان مي دهدبيش ازنوددرصد خودكشي كنندگان مبتلا به يك نوع اختلال رواني بوده اند ، دربين 50 تا 70% خودكشي ها يك افسردگي مشخص شده است و80% كساني كه به اين روش مرده انددرآخرين ماههاي قبل ازخودكشي تحت درمان پزشك بوده اند.
روشهاي پيشگيري
برپايه پژوهشهايي كه روي خودكشي هاي موفق انجام يافته تقريباٌ دوسوم افرادي كه دست به خودكشي هاي موفق زده اند، قبل از اقدام بدين عمل ، ابراز تمايل مستقيم به خودكشي درآنها وجودداشته وازقبل افرادمرتبط باخويش را به صورت جدي ياشوخي آگاهي داده اندمعمولاٌ مردان بالاي سنين 54، دراثرابتلاء به بيماريهاي مزمن وخطرناك اعتياد، ازدست دادن موقعيت هاي اجتماعي و... دست به خودكشي زده اند.
بيشترزناندراثرناهنجاريهايروابطخانوادگييابيماريهايمزمنوخطرناكدستبهاينعملزدهاندودربيشترحالات، عوامل احساسي وعاطفي ايشان رابه سوي خودكشي سوق داده است .
تعدادي زيادي ازجوانان نيزدراثرناهنجاريهاي روابط كشمكشهاي خانوادگي ، شكست درعشق وبيكاري ومشكلات اقتصادي ويادراثراصطكاك فرهنگهاي متضادوآشتي ناپذيردست به خودكشي زده اند. شناخت مواردذكرشده توسط پزشك وافرادخانواده براي پيشگيري ازخودكشي معني واهميت بزرگي داردوچندهدف خاصي رانيز به دنبال دارد:
هدف اول : هدف اوليه پيشگيري ازخودكشي تشخيص ودرمان افراددرمعرض خودكشي است كه نتيجه آن نجات حيات انسانهااست اين اقدام مي تواندتوسط پزشكان وكارشناسان مسائل اجتماعي ياهردوصورت گيرد. دراين رابطه است كه مراجعه به مراكزتخصصي مانندمركز پيشگيري ازخودكشي وياسازمانهاي عهده دارامورمشابه مي توانددرموردخانواده وياخودشخص درمعرض خطرخودكشي بسيارمفيدباشد.
همچنين تنظيم وارائه برنامه هايي خاص براي مدارس ودانشگاهها جهت آشناساختن دانش آموزان ودانشجويان ازچگونگي پيشگيري ازخودكشي مي تواندجزويكي ازهدفهاي اوليه باشد.
هدف دوم : اين روش هنگامي به كارگرفته مي شودكه گرايشهاي خودكشي حالت آشكاري پيدامي كنداما شخص هنوزدست به خودكشي نزده است اين دسته ازروشها مواردي مانندبستري شدن دربيمارستان ، روان درماني ، دارودرماني ودخالت درشرايط محيطي راشامل مي شود. اين روشها ، روشهايي هستندكه به هنگام اوج گيري بارشدوگسترش بحران مطرح مي شوند.
هدف سوم : مرتبط باكوششهايي است كه پس ازخودكشي صورت مي گيرد. اين فعاليت همكاري بااطرافيان شخصي راكه خودكشي كرده است نيزدربرمي گيرد، بويژه مواردي كه آنان كودكان ويانوجوانان هستنداين جنبه ازپيشگيري بهنگامي واقعيت پيدامي كندكه اقدام به خودكشي صورت گرفته است . شرايطي كه بيماردراين حالت ممكن است داشته باشدبايددانست كه خطرمرگ درحداكثراست وحتي درموردنجات احتمال تكرارخودكشي وجوددارد. دراين موردبستري شدن ضروري است . ممكن است بستري كوتاه مدت باشدودريك معاينه ساده بيمارخلاص شودويااينكه طولاني باشدواين وقتي مطرح مي شودكه انجام درمان خاص روي بيمارلازم مي باشد.
درهرحال پس ازترخيص بيمار، نبايداورابازباهمان مشكلات كه منجربه عمل خودكشي شده رهاكردبلكه باهمياري وهمكاري خانواده ومخصوصاٌ پزشك بافردبيماروحل مشكلات آن، اوراازاين انگيزه دوركرده وبه زندگي وآينده آن اميدوارسازند.
تقريباٌ تمام انسانها درزندگي خودچندوظيفه جدي دارند، ولي يك وظيفه جدي درزندگي وجودداردكه هيچ كس نمي تواندازآن شانه خالي كندوآن وظيفه مردن است . اما براستي خوب مردن ، كاردشواري است مردن ازطريق خودكشي ، يك مرگ نابهنگام وبي موقع است وهرگز موردتشويق وتحسين واقع نمي شوند. يكي ازمشكلات باليني پيش روي نجات دهندگان هم اينست كه بايدباحقيقت (تلخ ) دست وپنجه نرم كنند.افرادخودكشي گرافريب اين قضيه رامي خورندكه باخودكشي ، هم مي توانندازرنج وغذاب بگريزندوهم به آرامش وآسايش برسنداماانسان بايدبپذيردكه براي ادامه زندگي چاره اي نداردجزآنكه تحمل خساراتي شودوسختي بكشد.
اميداست باياري مراكزفرهنگي واطلاع رساني ، رسانه هاي گروهي وجمعي ، آموزش وپرورش وسازمانهاي ذيربط باهشدارمداوم وباتوجه به جزئيات علل خودكشي، باارائه طرحهاوبرنامه هايي براي پيشگيري جوانان وافرادي كه درخطراين معضل اجتماعي قرارگرفته اندبتوانيم وقوع آن رابه حداقل برسانيم .
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|